قهرمان ميرزا عين السلطنه
1572
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بيست تومان تقديمى دو ماه قبل قتلى در اينجا شده . بعد از طرف قزاقها به خانهء كسان قاتل ريخته خانههاى آنها را خراب [ و ] ويران كرده ، داروندار آنها را غارت كردهاند . دو نفر از آن اشخاص در شهر گرفتار شده ، دو نفر هم من در اينجا گرفتم . حال زن و مرد جلو آمده به التماس مرا به خانههاى خراب بردند . ناله و گريه مىكردند . هنگامهاى شد . به خانهء نايب پياده شديم . كلانتر مرد زرنگى است . با همه آشنا شدهام . ملا عبد الله آمد . هادى بيك وكيلباشى قزاقها آمد . ناهار بسيار خوبى هم تهيه ديده بودند . بيست تومان هم تقديمى دادند . مزارع خرمدره كه متعلق به رعيت است خيلى از خالصهء آنجا معتبرتر است . دستاران مزرعهاى است كه شصت هزار تومان قيمت دارد و علاوه در ميان خودشان خريد و فروش مىشود . آمدن افخم الدوله پنج ساعت به غروب مانده سوار شديم . كاغذى از افخم الدوله رسيد كه امروز صبح وارد قروه شدم . درآمدن ابهر مردد هستم ، تكليف را معلوم داريد . جواب نوشتم ده روز به انتظار شما در ابهر گذشت كه حركت كردم و الان خرمدره هستم ، تشريف آورديد اگر دماغ داريد و صدمهء بيخوابى شب را نداريد دو اسب از چاپارخانهء قروه كرايه كرده غروب را صاين قلعه بيائيد . بنهء شما از عقب مىآيد و الّا به شهر تشريف بياوريد كه من رفتم . حاجى افخم الدوله اولا براى زيارت حضرت و الا ، ثانى براى فروش ملك به حضرت و الا و گرفتن تنخواه براى قرضخواه مرحومهء خانم مىآيد . شش هزار تومان مقروض است و به قدر ده هزار تومان مصارف سفر عتبات و مكهء او شده . وضع خانواده بارى امورات زندگى ما مغشوش است . تا سرو و سامانى بگيرد هيهات است و هرگز به آن شكل با اين مزاج حضرت و الا نخواهد شد . الان افخم الدوله و من ويلان هستيم . نه خانه داريم ، نه اسباب خانه و هركدام با دو سه بچه . او كه ماشاء الله چهار تا دارد بعد هم راه مسدود نيست . حالا دعواها ، مرافعهها عقب است . طهران كه رفتيم معلوم مىشود . هركس مادر ندارد دل ندارد . دلش مرده است . خداوند او را رحمت كند . همهچيز ما از او بود . آن توجهى كه از ما مىكرد كافى بود . دو سه دستخط هم از حضرت و الا رسيد به